تبليغاتX
یادداشت های یک آدم معمولی
خانه | آرشیو | ایمیل نویسنده
این چرخ دنده های مربعی
من مانده ام که چرخ های کج و کوله ی این مملکت چطور میچرخد؟! اصلن میچرخد؟! حتمن این هم در ادامه ی "معجزه ی هزاره ی سوم" است و یا "الهامات الهی"!
مدتی است که به لطف کارآموزی پایان تحصیلی، در یکی از ادارات دولت کریمه اوقات می گذرانم؛ تا قبل از این همیشه تصورم این بود که آنچه بر نالایقی مدیران مملکت سرپوش میگذارد، تلاش کارمندان میانی ست اما حالا میبینم که مسئله پیچیده تر از اینهاست و بر بی فرهنگیمان باید بی عاری را هم بیفزاییم!
در اداره ای که من می بینم، بزرگترین دغدغه و نگرانی که تن تک تک کارکنان خدوم را می لرزاند، تلاش برای فراهم کردن صبحانه ی ساعت ده است که اگر روزی فراهم نباشد انگار خبر مرگ دست جمعی خانواده هایشان را آورده اند! ساعت یازده به بعد هم که عملن کسی را نمی بینی و بعدی هم که نماز است و... . نکته جالب تر اینکه این اداره، زیر مجموعه ی یک وزارت خانه ی مهم و مادر است!!
من معمولا به امداد غیبی اعتقاد ندارم اما انگار کم کم باید از خیر این عقیده بگذرم، چون این بی عاری و حماقت را باید یک جوری در پازل گذر امور بگنجانم...

پی نوشت: ندارد...

|+| نوشته شده توسط محمد ابراهیمی در پنجشنبه چهارم مرداد 1386 و ساعت 2:5 | 
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar