| خانه | آرشیو | ایمیل نویسنده |
|
نیـــــــایش
● خداوندا اگر چه شکمهايمان گشنه است اگرچه حقوقي نمي گيريم اگرچه هزار آرزو در يک جيب و هزار تومان در جيب ديگر داريم تو را شکر مي گوييم که ما را از نعمت انرژي اتمي برخوردار خواهي کرد و ما را در چشم دشمنان حسود همچون خاري قرار دادي . فقط خداوندا کاري نکن که ما را از چشم بيرون بياورند و در زباله دان بيندازند. ● خداوندا تو را شکر مي گوييم که پول و ثروت را همه به عربستان دادي ولي در عوض ما را در اسلام ناب غوطه ور ساختي و اينگونه عدالت فرمودي. ● خداوندا اگر آزادي نداريم ، لا اقل چندين مجلس داريم و هر سال دعوت چوپانان جامعه را لبيک گفته راي مي دهيم پروردگارا تو را شکر مي گوييم که به ما نعمت انجام واجبات اعطا نمودي . ● خداوندگارا تو را شکر مي گوييم که به ما نجابتي همانند اسبان، وفاداري همچون سگان ، اجماعي همچون گوسپندان و هوشي همچون ماهيان آموختي و بدين وسيله اشرف مخلوقات خود کردي . ● گويند اگر کسي در عمر خود جهاد نکند و آرزوي آن نيز نداشته باشد کفر ورزيده خداوندا تو را شکر مي گوييم که 1000 دشمن برايمان آفريدي و هر روز به تعدادشان مي افزايي طوري که هر روز مرگ خود را در مقابل چشم داريم و جز جهاد در راه تو راهي نداريم . ● خداوندگارا وارثان سنت انيشتين را بر ما مسلط نمودي که دانشمان بسيار افزودند . پروردگارا به کدامين ملت اينگونه لطف نمودي که وراث سنت دانشمندان را بر آنان رهبر قرار دهي . ● خداوندا ملت ما گرسنه اند اگر چه نان نفت بر سر سفره ما نياوردي ولي ما را نعمت کارت هوشمند دادي که اسراف نکنيم و اينگونه از گناهان برحذر داشتي تو را شکر مي گوييم . ● پروردگارا اگر چه در اين سي سال در کارخانه ها را يکسره بستي ولي در هزار مسجد گشودي تو را شکر مي گوييم که معنويت را به ما هديه دادي . ● پروردگارا به دستان لرزان روشنفکران اين مملکت بنگر اي تو که هر روز نعمت ديدن روز قيامت را به آنها ارزاني داشتي . ● خدايا همه پا برهنه ايم ولي شادمان منتظر نيروگاه اتمي مي مانيم تا دردمان دوا نمايد تو را شکر مي گوييم که دروازه هاي خيال را بر ما گشودي . ● چنان پايه هاي شوکت ما را بلند نمودي که تمام مملکت فرنگ بر ما شوريدند . خداوندگارا تو را شکر مي گوييم اما بد نيست کمي تعديل مي داشتي؟ ● هر چه بگويم کم است از محبت هاي هر سال تو اما امسال ما را خواهشي ست از درگاهت که بيا و بزرگي کن اين همه نعمت را در اين مکان متمرکز نکن که شايد از چشم زخم حسودان ما را گزندي رسد . بيا لطف کن اين آبادگران را مملکتي ديگر محض عمران بنما ، اصلاح طلبان را سرزمين ديگري محض اصلاح از آسمان بفرست . لذت جهاد را بر امثال مردم عربستان بچشان . حماس را قيمي ديگر عطا فرما . پول نفت مال تو ، ما را قدري ميوه ارزان مرحمت کن . اتم را همه به امراي فرنگ ببخش از براي ما همان کمي آرامش مقدر فرما . شوکت را به هر که مي خواهي شوهر بده براي ما به همان اعتبار پسنده کن . تمدن 2500 ساله نمي خواهيم مردم ما را کمي فکر هوشمندانه عنايت فرما . چوپان نخواستيم گوسپندي ما را درمان نما . خداوندا معنويتمان چنان زياد شده که پاسبانها ي سر گذر قطاع الطريق گشته اند ديگر معنويت کافيست ما را کمي آزادي عنايت فرما . پروردگارا مي بيني که هر چه تو نعمت مي دهي ما به نصف قانع شديم لطف بنما اين نصفه را عنايت کن و لطف از اين فرا تر منما .
|+| نوشته شده توسط محمد ابراهیمی در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386 و ساعت 2:53 |
در عبادتگاه " نعمت اللهی" ها
از غروبش دلشوره داری! انگار قرار است کسانی را ببینی که تا حالا ندیدی!مثل آدم فضایی ها! یا شاید از اینکه میخواهی بر شنیده هایت، نور دیدن بتابانی می هراسی... |+| نوشته شده توسط محمد ابراهیمی در یکشنبه هفتم مرداد 1386 و ساعت 1:19 |
این چرخ دنده های مربعی
من مانده ام که چرخ های کج و کوله ی این مملکت چطور میچرخد؟! اصلن میچرخد؟! حتمن این هم در ادامه ی "معجزه ی هزاره ی سوم" است و یا "الهامات الهی"!
مدتی است که به لطف کارآموزی پایان تحصیلی، در یکی از ادارات دولت کریمه اوقات می گذرانم؛ تا قبل از این همیشه تصورم این بود که آنچه بر نالایقی مدیران مملکت سرپوش میگذارد، تلاش کارمندان میانی ست اما حالا میبینم که مسئله پیچیده تر از اینهاست و بر بی فرهنگیمان باید بی عاری را هم بیفزاییم! در اداره ای که من می بینم، بزرگترین دغدغه و نگرانی که تن تک تک کارکنان خدوم را می لرزاند، تلاش برای فراهم کردن صبحانه ی ساعت ده است که اگر روزی فراهم نباشد انگار خبر مرگ دست جمعی خانواده هایشان را آورده اند! ساعت یازده به بعد هم که عملن کسی را نمی بینی و بعدی هم که نماز است و... . نکته جالب تر اینکه این اداره، زیر مجموعه ی یک وزارت خانه ی مهم و مادر است!! من معمولا به امداد غیبی اعتقاد ندارم اما انگار کم کم باید از خیر این عقیده بگذرم، چون این بی عاری و حماقت را باید یک جوری در پازل گذر امور بگنجانم... پی نوشت: ندارد... |+| نوشته شده توسط محمد ابراهیمی در پنجشنبه چهارم مرداد 1386 و ساعت 2:5 |
|
درباره وبلاگ
![]() چقدر اين روزهاي موقت ديرميگذرند؟! به سان سالها ثبات و آرامش قد ميكشند! نميدانم بعد اين روزها، آرامش و ثبات است يا روزهاي موقتي ديگر؟!
منوی اصلی
صفحه نخستایمیل نویسنده آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
بهمن 1386مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 وبلاگ ها
وبلاگ پیشین من
ابراهیم نبوی بدون فیلتر بابک ملک زاده حاجی واشنگتن مسیح علی نژاد محمد علی ابطحی کریم ارغنده پور مهاجرانی و کدیور محمد علی نجفی عبدالکریم سروش محمد جواد روح هادی حیدری فرید مدرسی روزها . . ------------------------------ هادی رضویان داوود ملک زاده ناتانائیل شهریوری پرنیان . . . آرشيو پیوندها سایت ها
بنیاد باران...نهاد مدنیایسنا...خبری بی بی سی...خبری تحلیلی دویچه وله...خبری تحلیلی گویا نیوز...خبری تحلیلی رادیو زمانه...صوتی خبری انتخاب...خبری تحلیلی امروز...خبری تحلیلی شرق...روزنامه اعتماد ملی...روزنامه اطلاعات...روزنامه همشهری...روزنامه سرمایه...روزنامه کارگزاران...روزنامه جمهوری اسلامی...روزنامه گل آقا...نشریه رستاک...تحلیل اقتصادی قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar |